نوروز
تاریخچه نوروز

نوروز و آيين هاي باشكوه آن، مسيري سه هزار ساله و پر پيچ و خم را پيموده تا به ما رسيده است. «نوروز» كهنسال ترين آيين ملي در جهان است كه جاودانه مانده و يكي از عوامل تداوم فرهنگ ايرانيان (آرين هاي جنوبي) است. آيين هاي برگزاري اين جشن بزرگ در عصر حاضر با سه هزار سال پيش تفاوت چشمگير نكرده و به همين دليل عامل وحدت فرهنگي ساكنان ايران زمين به شمار مي رود كه آن را در هر گوشه از جهان كه باشند، يكسان برگزار مي كنند و بزرگ مي دارند و به همين جهت است كه انديشمندان، «نوروز» را مظهر پايدار هويت ايراني خوانده اند كه مورخان در قوه محركه اش ترديد ندارند، زيرا كه در طول تاريخ نيروي عظيم و كارآيي هاي فراوان آن را درك كرده اند.

در بسياري از آثار گذشته نگاران، از جمله در تاريخ طبري، شاهنامه فردوسي و آثار بيروني؛ نوروز به جمشيد، شاه افسانه اي و درپاره اي ديگر به كيومرث نسبت داده شده و آن را به دليل آغاز بهار، برابر شدن روز و شب و از سر گرفته شدن درخشش خورشيد و اعتدال طبيعت، بهترين روز در سال دانسته اند.به نوشته برخي از مورخين بر پايه افسانه ها، سه هزار سال پيش در چنين روزي، جمشيد از كاخ خود در جنوب درياچه اروميه (منطقه باستاني حسنلو) بيرون آمد و عميقاً تحت تأثير آفتاب درخشان و خرمي و طراوت محيط قرار گرفت و آن روز را «نوروز» ، روز صفا، پاك شدن زمين از بدي ها و روز سپاسگزاري از خداوند بزرگ ناميد و خواست كه از آن پس، هر سال در اين روز آيين ويژه اي برگزار شود- آييني كه هنوز ادامه دارد و از گزند زمانه و هرگونه تحول سياسي و اجتماعي مصون مانده است .
کوروش كه از مادر، ماد و از پدر، پارس بود نخستين حكمران ايراني بود كه به نوروز جنبه رسمي داد و در سال ۵۳۴ پيش از ميلاد دستورالعملي براي آن تدوين كرد كه شامل ترفيع نظاميان، ابلاغ انتصابات تازه، سان ديدن از سربازان، عفو مجرمين پشيمان، ايجاد فضاي سبز و پاكسازي محيط زيست- از منازل شخصي گرفته تا اماكن عمومي بود. چهارسال پيش از آن، كوروش پس از تصرف بابل، نوروز را در آنجا جشن گرفته بود و به اين سبب برخي از مورخان، زمان اعلام رسمي و عمومي شدن نوروز به عنوان عيد ملي را سال ۵۳۸ قبل از ميلاد نوشته اند. بابل در ۲۹ اكتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد به تصرف ايران درآمده بود.

داريوش كه در گسترش آيين هاي نوروزي در ميان متصرفات غيرآرين ايران سعي بليغ داشت در مراسم نوروز ۵۱۵ پيش از ميلاد (هفت سال پس از آغاز فرامانروايي اش) تصميم خود را در زمينه ايجاد سنگ نبشته بيستون- حاوي آرزوها، اندرزها و شرح قلمرو ايران- اعلام كرد كه مورخان با توجه به اين سنگ نبشته گفته اند كه ايران تنها كشور جهان است كه سند مالكيت دارد. بزرگترين آرزوي داريوش كه در اين كتيبه آمده، اين است كه خداوند ايران را از آفت دروغ و خشكسالي مصون سازد.
پس از تكميل ساختمان عظيم و زيباي تخت جمشيد در پارس و گشايش آن، آيين هاي رسمي نوروز، باشكوه بي مانندي در آنجا برگزار مي شد. مراسم نخستين نوروز در تخت جمشيد دو هفته طول كشيد. مردم عادي در تالار صدستون و سران ايالات و مقامات تراز اول در تالارهاي ديگر اين كاخ حضور مي يافتند. كار ساختن تخت جمشيد (كه يوناني ها آن را «پرس پوليس» به معني شهر پارس خوانده اند) ۵۱ سال طول كشيد. داريوش اول تصميم به ساختن آن، در محلي نه چندان دور از پاسارگاد گرفت، ولي پادشاه سوم بعد از او آن را گشود و به اين ترتيب ايران داراي دو پايتخت شد: شوش پايتخت اداري و تخت جمشيد پايتخت سياسي. عنوان «تخت جمشيد» را قرن ها بعد، عوام الناس به آن دادند، حال آن كه اين كاخ با جمشيد افسانه اي ارتباطي نداشته است. از اين كاخ كه گوياي تمدن و پيشرفت ايرانيان باستان است بر قلمروي ميان سند، دانوب، مديترانه و نيل فرمانروايي مي شد. حسادت اسكندر مقدوني نسبت به اين شكوه و عظمت، عامل عمده ويراني اين كاخ به دست او شد. افراد خاندان سلطنت و درباريان در هر كجاي كشور كه بودند پيش از فرا رسيدن نوروز خود را به تخت جمشيد مي رسانيدند و بهار را در آنجا به سر مي بردند.
تشکر
همون طور که همه خبر دارید انتخابات انجمن صنایع برگزار شد.و اسامی و مسوولیت های اعضا هم در تاپیک های قبل نوشته شده است.
بر طبق همین وظایف دوست عزیزم آقای یوسف مشهدی به عنوان مسوول نشریه انتخاب شده و در این وبلاگ دیگر مسوولیتی ندارد.
لازم است در اینجا از ایشان به خاطر تمام زحماتی که برای پر بار شدن این وبلاگ متحمل شده اند تشکر کنم و برای ایشان در نشریه آرزوی موفقیت می کنم./
سيستم برنامه ريزي و كنترل توليد
سيستم برنامه ريزي و كنترل توليد
خلاصه مشخصات سيستم برنامه ريزي و كنترل توليد
اطلاعات مهندسي
ايجاد / ثبت طرح توليد
برنامه ريزي عمليات توليد
ثبت عملكردعوامل توليد
كنترل عملكرد عوامل توليد و ضايعات
كنترل كيفي قطعات
گزارشات توليد
ارتباط با ساير سيستم ها
|
سيوپنجمين گردهمايي انجمن مهندسي صنايع ايران |
|
با موضوع: با هدف ايجاد پايههاي تئوريك و توسعه فرهنگ شايسته سالاري در كشور و نحوه كمي سازي، مهارتها و خصوصيات فردي و با حضور اساتيد، صاحبنظران و مديران ارشد سازمانها و شركتهاي دولتي و خصوصي برگزار خواهد شد. هزينه حضور در گردهمايي براي هر نفر 15000 ريال ميباشد. جهت كسب اطلاعات بيشتر و ثبت نام در گردهمايي با شماره تلفكس 88242588 دفتر انجمن مهندسي صنايع ايران تماس حاصل فرماييد. |
تسلیت
![]()
باخبر شدیم یکی از دوستان عزیزمان جناب آقای محسن
رسولی در غم از دست دادن یکی از عزیزانشان به سوگ نشسته است
ما نیز این مصیبت را به ایشان و خانواده محترمشان تسلیت عرض میکنیم
باشد که خدایش بیامرزد![]()
![]()
بخش علمي
| قيمت به ريال |
نوبت چاپ |
سال انتشار |
نام مولف/مترجم | نام كتاب | رديف |
| 47500 | پنجم | 1384 | حافظ كمال هدايت - محمد روشن | پنجمين فرمان | 1 |
| 90000 | سوم | 1384 | دردانه داوري- بنفشه بهنام- هاله وليان | مباحث نوين درمديريت توليد و عمليات(دو جلد) | 2 |
| 12000 | اول | 1384 | دكتر علي شيرازي | مدير براي اولين بار | 3 |
| 28000 | هفتم | 1384 | پرويز بختياري | حسابداري و مديريت مالي براي مديران(با تجديد نظر) | 4 |
| 33000 | هشتم | 1384 | بتول ذاكري- با راهنمايي: ژوزف بهنامي | روشهاي ساخت يافته تجزيه و تحليل و طراحي | 5 |
| 23000 | پنجم | 1384 | دكتر اصغر زمرديان | مديريت تحول | 6 |
| 23000 | سوم | 1384 | دكتر محمدعلي طوسي | مشاركت و مديريت مشاركت جو | 7 |
| 30000 | چهارم | 1384 | پرويز بختياري | اصول و مباني حسابداري | 8 |
| 30000 | سوم | 1384 | پرويز بختياري | حسابداري دارايي ها (حسابداري ميانه) | 9 |
| 25000 | هفتم | 1384 | دكتر مسعود حيدري | اصول و فنون مذاكره | 10 |
| 42000 | دوم | 1384 | دكتر محمدعلي طوسي | جك سخني از درون دل | 11 |
| 16000 | اول | 1384 | عباس نوري زاده | منابع انساني الكترونيك(e-people) | 12 |
| 28000 | اول | 1384 | مسعود بينش | با معماران عصر ديجيتال | 13 |
| 35000 | دوم | 1384 | ترجمه تقي ناصر شريعتي- دكتر سياوش مريدي- دكتر اسماعيل مرداني | بازآفريني سازمان | 14 |
| 85000 | اول | 1384 | دكتر منوچهر فكري ارشاد | اصول علم اقتصاد كلان(دو جلد) | 15 |
| 24000 | چهارم | 1384 | مجتبي كاشاني | نقش دل در مديريت | 16 |
| 30000 | دوم | 1383 | دكتر محمدعلي حقيقي- محمدمهدي عليمرداني | آموزش مديريت در 36ساعت | 17 |
| 30000 | دوم | 1383 | پرويز بختياري | حسابداري مديريت | 18 |
| 15000 | دوم | 1383 | دكتر رسول نورالسنائ | طراحي آزمايشها | 19 |
| 42000 | اول | 1383 | پرويز بختياري | سازمان استراتژي محور | 20 |
| 22000 | اول | 1383 | دكتر مهدي غضنفري- مهندس فرناز ناصر شريعتي | بيست كليد بهبود كارخانه | 21 |
| 22000 | اول | 1383 | اكبر شاه كرمي- فرامرز شاه محمدي | سيستم مديريت كيفيت ISO 9001 | 22 |
| 20000 | اول | 1383 | دكتر عبد الكريم كاظمي ويسري | تعديل اقتصادي در تئوري و تجربه | 23 |
| 10000 | دوم | 1383 | سازمان مديريت صنعتي - نمايندگي جنوب | كتاب جامع ICDL(هفت جلد) | 24 |
| 16000 | اول | 1383 | دكتر وفا غفاريان- دكتر مرتضي عمادزاده | معاني نوظهور در مفهوم استراتژي | 25 |
| 25000 | دوم | 1383 | داود مجيديان | ارزيابي طرحهاي صنعتي | 26 |
| 18000 | اول | 1382 | دكتر الواني - دكتر ربيعي مندجين | مديريت و سرمايه اجتماعي | 27 |
| 25000 | اول | 1382 | محمد امين موعودي - مصطفي بختيار - ميرمسيح عقيلي | مميزي و مديريت ايمني كيفيت جامع(به انضمام متن استاندارد OHSAS 18001) | 28 |
| 32000 | دوم | 1382 | كارمشتركي از ا.اف.فرگوسن و سازمان مديريت صنعتي | متدولوژي توسعه سيستم هاي اطلاعاتي | 29 |
| 15000 | اول | 1382 | مهندس محمد باقريان | چالشهاي اساسي توسعه ملي و روندهاي جهاني | 30 |
Hamkelasiha.com
Hamkelasiha.com
همه ما در زمان مدرسه خود دوست هايی داشتيم که سال ها ست که خبری ازشون نداریم.
درین سایت امکانی فراهم شده که بتونيم اون هارو پيدا کنيم.
برای شروع در سایت ثبت نام کنيد تا اين شانس رو به خود و دوستانتون بديد که از لذت پيداکردن دوستان قديمی بر خوردار بشيد.
| در این سايت می توانيم هم کلاسی های سابغ خود را پيدا کنيم. |
|
|
بچه ها سلام
به قرآن قسم میخورم که هیچ قسمی از آن بالاتر نیست
که همانا ما باید همدیگر و جامعه را بسازیم و آباد کنیم
پس با همدیگر مهربان باشیم
یا علی مدد
یوسف مشهدالکوبه
از تمام عزیزانی كه تمایل دارند در نشریه علمی ، پژوهشی ((مهندسی صنایع)) به مدیر مسئولی(( دکتر مر تضی صادق عمل نيك)) فعالیت نمايندتقاضا میگردد تا تاریخ ۲۵/۱۲/۸۴
به آقای (( یوسف مشهدالكوبه فراهانی )) مراجعه کنند تا هر چه سریعتر كادر فنی و علمی نشریّه انتخاب گردد.
گشاده کار دو عالم ز یک اشاره توست به کار ما چه درنگ است یا علی مددی

واقعه دردناک حرمین آقا امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) را خدمت آقا امام زمان(عج) و تمامی دوستداران آن حضرت تسلیت عرض می کنیم.

برای دیدن دیگر تصاویر به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب
تاريخچه سايت
يك روز از روزهاي زمستان آقاي مرتضوي به من گفتند كه براي اطلاع رساني بيشتر به سايت نياز داريم
پس از آن من به ذهنم خطور كرد كه خيلي فكر خوبيه
لذا بعد از ظهر در خانه مادربزرگم
شروع به پيدا كردن يك فضاي مناسب شدم
و با كامپيوتر وارد بلاگفا شدم
وقتي سايت را ثبت كردم
ابتدا كل قالب و نوشته ها كپي برداري بود
بعد از آن با اقاي كاشاني در جريان گذاشتم و ايشان شروع به تغييراتي كردن
كه كمك بزرگي بود
پس از آن خودم هم تغييراتي را ايجاد كردم
و در نهايت آقاي مرتضوي و هوشمند هم به جمع ما اضافه شدند
وتيمي قوي را تشكيل داديم
من از آقايان سيد مجتبي مرتضوي
و علي كاشاني
و مصطفي هوشمند به جهت اين همه تلاششان تشكر ميكنم
انصافا بدون تعارف همگي بچه هاي صاف دل و بي ريايي هستند
وجدا از همه بحث ها و بحث دانشگاه
من واقعا از ايشان قدرداني ميكنم
بچه ها دمتون گرم
فصل زيباي اميد رو شاخه خشك درخت جون ميگيره
زيبايي تموم عالم رو فرا ميگيره
زندگي صدا ميزنه سكوتو
همه عالم رو عشق در برميگيره
اين ترانه منه بغض منه
اين نداي اميد منه
كه دلا بايد بيدار بشن
همگي عشقو باید داد بزنن
واقعا ممنونم
اميدوارم من حقير سرتان را درد نياورده باشم
يوسف مشهدالكوبه
يا علي مددي
مدیریت زمان
در مديريت مفهومي به نام self development به معناي خود پرورشي يا خودسازي وجود دارد. براي دستيابي به اين مفهوم، مهارتهايي چون مديريت بر خود، مديريت زمان، مديريت مالي، شخصي و مديريت تضاد و تعارض لازم است تا از اين طريق شخص بتواند بر خود و سپس بر ديگران مديريت كند. ما در نقش مدير يا ديگر نقشها با دو محدوديت سر و كار داريم؛ يكي محدوديت زمان و ديگري محدوديت بودجه و آن چيزي كه ما را در برخورد با محدوديتها كمك ميكند، استفاده بهينه از وقت يا مديريت صحيح زمان است.
براي مديريت زمان سه فصل قايل شدهاند: 1ـ توصيه ميشود براي استفادة بهينه از زمان، از كارها يادداشتبرداري كنيد. 2ـ براي انجام كارها، برنامهريزي كنيد.
كارآيي و اثربخشي، اهدافي هستند كه از اين دو فصل دنبال ميشوند. كارآيي به معناي انجام كارها در كوتاهترين زمان، با كمترين هزينه و با حفظ كيفيت است و اثربخشي نيز انجام صحيح كارهايي است كه بالاترين اولويت را دارند.
3ـ قبل از هر چيز، ارزشهايي را تعيين كنيد كه با توجه به آنها، اولويتها مشخص ميشوند. در ادامة بحث به علايم مديريت نادرست زمان اشارهاي خواهيم داشت. بيش از 55 ساعت كار در هفته، دير رسيدن به قرار ملاقاتها، عدم توجه و نگاه عميق به رخدادهاي محيط، اخذ تصميمات عجولانه، عدم تفويض اختيار، ترجيح منافع كوتاه مدت به منافع بلند مدت و ناتواني در قبول مسؤوليت از جملةاين نشانههاست. علاوه بر اين هر گاه احساس كرديد كنترل كارها از دست شما خارج شده است يا نسبت به كارهايي كه انجام ميدهيد، وسواس داريد، بايد بدانيد كه مديريت زمان شما نادرست است. احساس فشار عصبي و نداشتن اوقات فراغت هم از ديگر علايم آن به شمار ميرود.
حال بايد بررسي كنيم كه چگونه ميتوان مديريت صحيحي بر زمان اعمال كرد. اولين توصيه استفاده از قانون 20 ـ 80 يا 10 ـ 90 پارتو است. پارتو براساس مطالعات خود در خصوص مديران گفته است: 10 درصد تصميمات مديران بيشترين نتايج و 90 درصد فعاليتهاي آنها كمترين نتيجه را دارد و آن 10 درصد هم مربوط به زماني است كه مدير در بهترين حالات ذهني قرار دارد.
چگونه ميتوان در بهترين حالات ذهني قرار گرفت؟ بين ذهن و جسم انسان يك ارتباط خود تنظيمي وجود دارد؛ اگر وضعيت جسماني مناسب نباشد، رخدادهاي محيطي به شكل منفي به ذهن ما منعكس ميشوند. پس لازمة قرارگرفتن در بهترين حالات ذهني، داشتن وضعيت جسماني مناسب است. افراد براساس محيطي كه در آن رشد كردهاند يك چرخة بهرهوري دارند و در ساعاتي از شبانهروز از بيشترين راندمان كاري برخوردارند كه ما بايد اين ساعات را براي خود مشخص كنيم. در مرحلة بعد بايد فعاليتها را براساس اهميت و فوريت آنها دستهبندي كنيم و كارهاي مهم را براي زمانهاي با بيشترين بهرهوري قرار دهيم. در نهايت بايد سعي كنيم گيسختگي ذهني خود را به حداقل برسانيم و نسبت به اتلاف وقت خود آگاهي داشته باشيم؛ يعني در فعاليتها توجه داشته باشيم كه از مقدار زمان صرف شده، چه قدر استفاده كردهايم و چه مقدار از آن تلف شده است.
در اوايل بحث گفتيم كه انسان براي نيل به اهداف شخصي و حرفهاي خود و براي استفاده بهينه از زمان بايد برنامهريزي استراتژيك(راهبردي) و بلند مدت داشته باشد و بدين منظور بايد كارهايي را كه قرار است انجام دهد، فهرستبندي كند. براي فهرستبندي بايد نكاتي را مدنظر قرار داد: 1ـ بيش از 10 مورد براي يك روز برنامهريزي نكنيم. 2ـ فعاليتهايي را كه نيازمند انرژي فراوان هستند، به فعاليتهاي ريزتر تقسيم كنيم. 3ـ براي هر يك از كارها برآورد زمان داشته باشيم 4ـ اگر برنامهريزي بلندپروازانه بود، نبايد خود را چندان درگير آن كنيم. 5ـ فقط براي 60 درصد از زمان خود برنامهريزي كنيم و 40 درصد بقيه را براي فوريتها و گيسختگيهايي كه پيش ميآيد، قرار دهيم. 6ـ اصل واقعيتها را در برنامهريزي رعايت كنيم. 7ـ تا زماني كه كاري را كامل نكردهايم به كار ديگري نپردازيم.
مرحلة بعد از برنامهريزي اين است كه اولويتها را فهرستبندي و جدولي تهيه كنيم و درجه اولويتها و مدت زمان را در آن بنويسيم. علاوه بر اين بايد ساعتهايي از روز كه در آن بيشترين كارآيي را داريم، مشخص و منحني كارآيي خود را در طول شبانهروز رسم كنيم. ساعات با كارآيي پايين را به امور غير مهم و ساعات داراي كارآيي بالا را به كارهاي مهم و تفكر خلاق اختصاص دهيم. بهترين ساعات از نظر كارآيي بستگي به نحوةزندگي و تجربيات گذشته دارد؛ اما تحقيقات و تجربه نشان داده است كه بين ساعت 9 تا 11 صبح، افراد بيشترين كارآيي را دارند. پس از آن كارآيي پايين ميآيد تا ساعت 4 كه دوباره افزايش مييابد و از حدود 6 بعد از ظهر تا 6 صبح روز بعد نيز كارآيي پايين است.
بحث ديگر در مديريت زمان، چگونگي مديريت بر انرژي فردي است. اصل ابتكار از اصول چهاردهگانة «فايول»، خود و اطرافيان را به داشتن برنامه توصيه ميكند. يعني قبل از شركت در جلسه فكر كنند كه ميخواهند به چه نتيجهاي برسند؟ براي مديريت بر انرژي فردي بايد از قبل برنامه داشته باشيم تا در جلسه، ابتكار عمل در دست ما باشد و بدانيم روي چه موضوعاتي تمركز كنيم تا جلسه را به نتيجه برسانيم. به اين ترتيب انرژي زيادي تلف نميشود و سريعتر از ديگران هم از جلسه نتيجهگيري ميكنيم. نكته دوم در مديريت بر انرژي فردي اين است كه در برخورد با ديگران، خونسرد و علاوه بر آن همواره هوشيار، بشاش و خندان باشيم تا احتمال موفقيت ما افزايش يابد و انرژي چنداني از دست ندهيم. چون يكي از شاخصهاي جديد بهرهوري، ميزان انرژي و وقتي است كه مدير براي نيل به اهداف در سازمان مصرف ميكند.
نكتة مهمي كه مديران بايد مدنظر داشته باشند، توجه به سلامت جسمانيشان است كه نوعي صرفهجويي در وقت به حساب ميآيد. مطالعات نشان ميدهد افراد سالم در مقايسه با افراد بيمار براي سازمان، حدود 20% بهرهوري بيشتري دارند.
براي آن كه يك طرح با موفقيت به انجام برسد، بايد براي آن موعدي در نظر بگيريم. اين موعد، هم براي خود و هم براي ديگران بايد در نظر گرفته شود تا از نيمهكاره ماندن فعاليتها و امور جلوگيري شود. در تعيين موعد مقرر بايد سعي كنيم از برخي خطاها اجتناب شود. اولين خطا، عدم درك صحيح دستورالعملها ميباشد. يكي از راههاي ايجاد انگيزش در كاركنان اين است كه انتظارات خود را براي آنها به خوبي مشخص كنيم تا هيچگونه ابهامي وجود نداشته باشد. خطاي دوم در تخمين زمان طرح است. ممكن است شما در خصوص كاري اطلاع و تجربة كافي نداشته باشيد و در عين حال مجبور باشيد زمان انجام طرح را هم تخمين بزنيد. اين تخمين بايد نزديك باشد؛ چون اگر زمان را كم در نظر بگيريم، افراد در فشار قرار ميگيرند و فشار بيش از حد به كاركنان، منشأ رفتارهاي غير اخلاقي خواهد بود و اگر زياد وقت بگذاريم، با اتلاف زمان مواجه ميشويم.
مدير بايد افرادي را كه در حيطة كاري او قرار ميگيرند به داشتن برنامه و توجه به موعد مقرر تشويق نمايد. گذشته از اين خود مدير هم بايد موعد مقرري را كه واحدهاي ديگر براي كاري در نظر ميگيرند، رعايت كند. براي اين كه كاري در موعد مقرر انجام گيرد، بايد براي خود «فشار مثبت» ايجاد كنيم؛ اين باعث ميشود كه ما براساس تعهدات اخلاقي كارها را در موعد مقرر انجام دهيم.
براي تعيين موعد، سه فن وجود دارد: 1ـ برآورد زمان انجام كار 2ـ واقعگرايي 3ـ پس از انجام كار براساس تعهداتي كه ايجاد ميكنيم، به خود پاداش دهيم.
پديدةديگري كه در بحث مديريت زمان مطرح است و مانع مديريت صحيح ميشود، «proconsination» يا «دفع الوقت كردن» و شايعترين حالت آن تعلل در انجام كار است. چرا افراد تعلل ميورزند؟ علت اين امر تقليد از ديگران است، چون ديگران تعلل ميورزند، فرد ميگويد پس من هم به همين شكل عمل ميكنم. چرخة كارآمدي، رابطة بين انتظارات و عملكرد ميباشد. اگر انتظارات از افراد بالا باشد، عملكرد خوب ميشود و برعكس. پس براي مبارزه با تعللورزي، بايد انتظار از خود را بالا ببريم، البته حد انتظارات نبايد به امور غيرممكن برسد. افرادي كه در كار خود تعلل ميورزند، چنين نيست كه نميخواهند كار انجام دهند؛ آنها عواقب انجام ندادن كار را ميدانند و براي انجام كار تصميم هم ميگيرند، اما تصميم خود را پيگيري نميكنند. يكي از ويژگيهاي اين افراد مهارت و استعداد فوقالعادةآنها در بهانهجويي است؛ چون فرد ميخواهد وجدان خود را آسوده كند. پس از انجام نشدن كارها عصباني هم ميشود و تصميم ميگيرد كه دفعة بعد بهتر انجام دهد، اما باز هم تصميم خود را اجرا نميكند. پس تعلل، ناشي از عدم آگاهي نيست بلكه نوعي بيماري است كه پنج نشانه ميتوان براي آن برشمرد: 1ـ سرگرداني ذهني و پريشان احوالي و به كارهاي پوچ فكر كردن 2ـ فرد داوطلبانه تمركز ذهني خود را از بين ميبرد و رشتةافكارش از هم گسيخته ميشود 3ـ انحراف سريع دارد و با هر اتفاق كوچك و غير مهمي از كار مهم خود باز ميماند 4ـ پرداختن به كارهاي فرعي 5ـ وقتي فرد ميخواهد كار انجام دهد با خود ميگويد: تا اطلاعات كافي نباشد، نميتوان كار انجام داد.
از جمله عوامل تعللورزي ميتوان به ترس از شكست، ترس از موفقيت و بيانگيزه بودن اشاره كرد. حال چگونه ميتوان از تعلل در امور جلوگيري كرد؟ 1ـ تمرين ذهني؛ يعني هر روز در ذهن خود مرور كنيم كه امروز چه كارهايي را ميخواهيم انجام دهيم و در پايان روز چه كارهايي بايد انجام شده باشد. اين تمرين باعث ميشود كه ما بيشترين استفاده را از زمان داشته باشيم. 2ـ انجام دادن كارهاي ناگوار از نظر ما، واقعاً هم ناگوار نيست. 3ـ ايجاد تعهد براي خود به صورت رسمي و غير رسمي.
براي خوب انجام دادن هر كاري دو شرط وجود دارد: يكي توان و ديگري تمايل. افرادي كه در زندگي موفق هستند، هيچ بهانهاي را از هيچ كس نميپذيرند، نه از ديگران و نه از خود. فعاليتهايي كه ما انجام ميدهيم همانند يك زنجيره به هم متصلاند و بر يكديگر اثر ميگذارند. اگر برنامة اول را نتوانيد انجام دهيد، به دنبال آن برنامههاي بعدي هم تحتتأثير قرار ميگيرند و همينطور پيش ميرود. مطالعات نشان ميدهد دشوارترين مرحله براي انجام كارهاي جديد، آغاز آن است. پس ما همواره بايد به دنبال يك «starter» يا آغازگر باشيم تا بتوانيم به سرعت وارد كار شويم. در حين عمل به كار، انرژي و توان ما به كار ميافتد و به همين جهت است كه در فرهنگ ما گفته ميشود:«از تو حركت، از خدا بركت».
نظر سنجی
با سلام خدمت تمامي عزيزان
پيرو نظر سنجي ها نظر سنجي ديگري در وبلاگ داريم
كدام بخش از همايش ضعيف بود
1- عوامل : 1-مجري -----<<<<< آقاي احمدي
2-تبليغات -----<<<<< آقاي ( ابوالفضل باقري-مرتضوي – كلاهدوز – مشهدالكوبه فراهاني- وحيد شاد)
3-رايانه (مسئول اسلايد)------<<<<< آقاي مشهدالكوبه فراهاني
4-عكاس-------<<<<<< آقاي كاشاني
5-هماهنگي -----<<<<< آقاي ( علي باقري –مرتضوي-احمدي – كلاهدوزو...)
6- تغذيه....
2- سخنران:آقاي دكتر عمل نيك
3 - اسلايدها(نحوه نمايش مناسب)
4- موضوع
5- تداركات
پس از آن ايا مطالب مفيد بود؟
در نهايت ما براي همايش هاي بعدي نيازمند كمك استعداهاي دانشگاه هستيم
چه از خانم ها و چه از آقايان لطفا جهت همکاری یا بصورت حضوری مراجعه و یا به ادرس
زندگی در آن وقت، صفی از نور و عروسک بود.
یک بغل آزادی بود.
زندگی در آن وقت، حوض موسیقی بود.
طفل پاورچین پاورچین ، دور شد کم کم در کوچه
سنجاقک ها.
بار خود را بستم ،رفتم از شهر خیالات سبک بیرون
دلم از غربت سنجاقک پر.
من به مهمانی دنیا رفتم:
من به دشت اندوه،
من به باغ عرفان،
من به ایوان چراغانی دانش رفتم.
رفتم از پله مذهب بالا،
تا ته کوچه شک،
تا هوای خنک استغنا،
تا شب خیس محبت رفتم.
من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق.
رفتم، رفتم تا زن،
تا چراغ لذت،
تا سکوت خواهش،
تا صدای پر تنهایی.
چیزها دیدم در روی زمین:
کودکی دیدم ماه را بو می کرد.
قفسی بی در دیدم که در آن ، روشنی پرپر میزد.
نردبانی که از آن، عشق می رفت به بام ملکوت.
من زنی را دیدم، نور در هاون می کوبید.
ظهر در سفره آنان نان بود، سبزی بود، دوری شبنم بود، کاسه داغ محبت بود.
من گدایی دیدم، در به در میرفت آواز چکاوک می خواست
و سپوری که به یک پوسته خربزه می برد نماز.
بره ای را دیدم بادبادک می خورد.
من الاغی دیدم، ینجه را می فهمید.
در چراگاه « نصیحت »گاوی دیدم سیر.
شاعری دیدم هنگام خطاب به سوسن می گفت « شما»
من کتابی دیدم، واژهایش همه از جنس بلور.
کاغذی دیدم، از جنس بهار.
موزه ای دیدم دور از سبزه،
مسجدی دور از آب.
سر بالین فـقیـهی نومید، کوزه ای دیدم لبریز سؤال.
قاطری دیدم بارش « انشاء »
اشتری دیدم بارش سبد خالی « پند و امثال »
عارفی دیدم بارش « تننا ها یا هو »
من قطاری دیدم، روشنایی می برد.
من قطاری دیدم، فقه می برد و چه سنگین می رفت.
من قطاری دیدم، که سیاست می برد (و چه خالی می رفت )
من قطاری دیدم، تخم نیلوفر و آواز قناری می برد.
و هواپیایی، که در آن اوج هزاران پایی
خاک از شیشه آن پیدا بود:
کاکل پوپک،
خال های پر پروانه،
عکس غوکی در حوض
و عبور مگس از کوچه تنهایی.
خواهش روشن یک گنجشک، وقتی از روی چناری به زمین می آید.
و بلوغ خورشید.
و هم آغوشی زیبای عروسک با صبح.
پله هایی که به گلخانه شهوت می رفت.
پله هایی که به سردابه الکل می رفت.
پله هایی که به قانون فساد گل سرخ
و به ادراک ریاضی حیات،
پله هایی که به بام اشراق،
پله هایی که به سکوی تجلی می رفت.
مادرم آن پایی
استکان ها را در خاطره شط می شست.
شهر پیدا بود:
رویش هندسی سیمان، آهن، سنگ.
سقف بی کفتر صدها اتوبوس.
گل فروشی گل هایش را می کرد حراج.
در میان دو درخت گل یاس، شاعری تابی می بست.
پسری سنگ به دیوار دبستان می زد.
کودکی هسته زرد آلو را، روی سجاده بیرنگ پدر تف می کرد.
و بزی از« خزر » نقشه جغرافی، آب می خورد.
بند رختی پیدا بود: سینه بندی بی تاب.
چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب،
اسب در حسرت خوابیدن گاری چی،
مرد گاری چی در حسرت مرگ.
عشق پیدا بود، موج پیدا بود.
برف پیدا بود، دوستی پیدا بود.
کلمه پیدا بود.
آب پیدا بود، عکس اشیاء در آب.
سایه گاه خنک یاخته ها در تف خون.
سمت مرطوب حیات.
شرق اندوه نهاد بشری.
انرژی هسته ای
مقدمه
در واکنشهای شکافت هستهای مقادیر زیادی نیز انرژی آزاد میگردد (در حدود 200Mev)، اما مسئله مهمتر اینکه نتیجه شکستن هسته 235U ، آزادی دو نوترون است که میتواند دو هسته دیگر را شکسته و چهار نوترون را بوجود آورد. این چهار نوترون نیز چهار هسته 235U را میشکند. چهار هسته شکسته شده تولید هشت نوترون میکنند که قادر به شکستن همین تعداد هسته اورانیوم میباشند. سپس شکست هستهای و آزاد شدن نوترونها بصورت زنجیروار به سرعت تکثیر و توسعه مییابد. در هر دوره تعداد نوترونها دو برابر میشود، در یک لحظه واکنش زنجیری خود بخودی شکست هستهای شروع میگردد. در واکنشهای کنترل شده هستهای تعداد شکست در واحد زمان و نیز مقدار انرژی بتدریج افزایش یافته و پس از رسیدن به مقداری دلخواه ثابت نگهداشته میشود. |
انرژی شکافت هستهای
کشف انرژی هستهای در جریان جنگ جهانی دوم صورت گرفت و اکنون برای شبکه برق بسیاری از کشورها هزاران کیلو وات تهیه می کند (نیرو گاه هسته ای). بحران انرژی بر اثر بالارفتن قیمت نفت در سال 1973 استفاده از انرژی شکافت هستهای بیشتر وارد صحنه کرد. در حال حاضر ممالک اروپایی انرژی هستهای را تنها انرژی میداند. که میتواند در اکثر موارد جایگزین نفت شود. استفاده از انرژی شکافت هستهای که بر روی یک ماده قابل احتراق کانی که بصورت محدود پایه گذاری میشود. برای سایر کشورها خطرات بسیار دارد در حال حاضر تولید الکتریسته با استفاده از شکافت هستهای کنترل شده به میزان زیادی توسعه یافته و مورد قبول واقع شده است. تولید انرژی هستهای در کشورهای توسعه یافته بخش مهمی از طرح انرژی ملی را تشکیل میدهد.انرژی بستگی هستهای
میتوان تصور کرد که جرم هسته ، M ، با جمع کردن Z (تعداد پروتونها) ضربدر جرم پروتون و N تعداد نوترونها ضربدر جرم نوترون بدست میآید.از طرف دیگر M همیشه کمتر از مجموع جرمهای تشکیل دهندههای منزوی هسته است. این اختلاف به توسط فرمول انیشتین توضیح داده میشود که رابطه بین جرم و انرژی هم ارزی جرم و انرژی را برقرار میسازد. اگر یک دستگاه مادی دارای جرم باشد در این صورت دارای انرژی کلی E است. E = M C2 که در آن C سرعت نور در خلا و M جرم کل هسته مرکب از نوکلئونها و E مقدار انرژیی است که در اثر فروپاشی جرم M تولید میشود. بنابر این اصول انرژی هستهای بر آزاد سازی انرژی پیوندی هسته استوار است. هر سیستمی که دارای انرژی پیوندی بیشتر باشد پایدار میباشد. در واقع جرم مفقود شده در واکنشهای هستهای طبق فرمول E = M C2 به انرژی تبدیل میشود. پس انرژی بستگی اختلاف جرم هسته و جرم نوکلئونهای تشکیل دهنده آن است، که معرف کاری است که باید انجام شود تا نوکلئونها از هم جدا شوند.
|
مواد شکافتنی
مواد ناپایدار برای اینکه به پایداری برسند، انرژی گسیل میکنند تا به حالت پایدار برسد. معمولا عناصری شکافت پذیر هستند که جرم اتمی آنها بالای 150 باشد ،235U و 238U در معادن یافت میشود. 99.3 درصد اورانیوم معادن 238U میباشد.و تنها 7% آن 235U میباشد. از طرفی 235U با نوترونهای کند پیشرو واکنش نشان میدهد. 238Uتنها با نوترونهای تند کار میکند، البته خوب جواب نمیدهد. بنابر این در صنعت در نیروگاههای هستهای 235U به عنوان سوخت محسوب میشود. ولی به دلایل اینکه در طبیعت کم یافت میشود. بایستی غنی سازی اورانیوم شود، یعنی اینکه از 7 درصد به 1 الی 3 درصد برسانند.شکافت 235U
در این واکنش هستهای وقتی نوترون کند بر روی 235U برخورد می کند به 236U تحریک شده تبدیل میشود. نهایتا تبدیل به باریوم و کریپتون و 3 تا نوترون تند و 177 Mev انرژی آزاد میشود. پس در واکنش اخیر به ازای هر نوکلئون حدود 1 Mev انرژی آزاد میشود. در واکنشهای شیمیایی مثل انفجار به ازای هر مولکول حدود 30 Mev انرژی ایجاد میشود. لازم به ذکر است در راکتورهای هستهای که با نوترون کار میکند، طبق واکنشهای به عمل آمده 2 الی3 نوترون سریع تولید میشود. حتما این نوترونهای سریع باید کند شوند.مباحث مرتبط با عنوان
- انرژی هستهای
- انرژی همبستگی هسته
- انفجارهای هستهای
- انواع نوترون
- اوارنیوم
- بمب اتمی
- نیروگاه هستهای
- واپاشی پرتو زا
- واکنش زنجیری
- واکنشهای هستهای
- هسته اتم
- هم ارزی جرم و انرژی
- غنی سازی اورانیوم
- راکتور هستهای
- سوخت هستهای
- مواد رادیواکتیو

چهل حديث از حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)
رُوِىَ عَنْ أَبى عَبْدِاللهِ الْحُسَيْن(عليه السلام):
1- پند امام به عالمان
«أَيَّتُهَا الْعِصابَةُ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَةٌ وَ بِالْخَيْرِ مَذْكُورَةٌ وَ بِالنَّصيحَةِ مَعْرُوفَةٌ وَ باللّهِ فى أَنـْفُسِ النّاسِ مَهابَةٌ، يُهابِكُمُ الشَّريفُ، وَ يُكْرِمُكُمُ الضَّعيفُ وَ يُؤْثِرُكُمْ مَنْ لافَضْلَ لَكُمْ عَلَيْهِ وَ لا يَدٌ لَكُمْ عِنْدَهُ، تَشْفَعُونَ فِىالْحَوائِجِ إِذَا امْتُنِعَتْ مِنْ طُلاّبِها، وَ تَمْشُونَ فِى الطَّريقِ بِهَيْبَةِ الْمُلُوكِ وَ كَرامَهِ الاَْكابِرِ... فَأَمّا حَقُّ الضُّعَفاءِ فَضَيَّعْتُمْ وَ أَمّا حَقُّكُمْ بِزَعْمِكُمْ فَطَلَبْتُمْ أَنْتُم تَتَمَنَّوْنَ عَلَى اللّهِ جَنَّتَهُ وَ مُجاوَرَةَ رَسُلِهِ وَ أَمانًا مِنْ عَذابِهِ؟!
حضرت ابى عبداللّه الحسين(عليه السلام) خطاب به عالمان بىعمل و تاركان امر به معروف و نهى از منكر فرموده اند:اى گروه نيرومندى كه به دانش مشهور و به نيكى مذكور و به خيرخواهى معروف و با نام خدا و مذهب در نفوس مردم، با مهابت جلوه گريد! شريف از شما حساب مىبرد و ضعيف شما را گرامى مىدارد، و كسانى كه بر آنها برترى و حقّى نداريد، شما را بر خود ترجيح مىدهند، شما وسيله حوائجى هستيد كه بر خواستارانش ممتنع است، و به هيبت پادشاهان و كرامت بزرگان در راه گام برمىداريد...!و امّا حق ضعيفان را ضايع كرديد! و حقّ خود را كه به گمانتان شايسته آنيد طلب نموديد...! و با اين حال آرزوى بهشت الهى را داريد و همجوارى پيامبران و امان از عذابش را در سر مىپرورانيد!
2- اصلاح امّت، نه قدرت طلبى
«أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فى سُلْطان وَ لاَ الِْتماسًا مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَ لكِنْ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَ نُظْهِرَ الاِْصْلاحَ فى بِلادِكَ وَ يَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِكَ وَ يُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَ سُنَنِكَ وَ أَحْكامِكَ.»:
در باره فلسفه قيامش فرمود :بار خدايا! تو مىدانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابى به كالاى دنيا نيست; بلكه هدف ما اين است كه نشانه هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّتها و دستورهاى دينت عمل شود.
3- بهداشت جسم و خودسازى
«أُوصيكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ أُحَذِّرَكُمْ أَيّامَهُ... فَبادِرُوا بِصِحَّةِ الاَْجْسامِ فى مُدَّةِ الاَْعْمارِ... فَإِيّاكَ أَنْ تَكُونَ مِمَّنْ يَخافُ عَلَى الْعِبادِ مِنْ ذُنُوبِهِمْ وَ يَأْمَنَ العُقُوبَةَ مِنْ ذَنْبِهِ.»:
اى مردم! شما را به تقواى الهى سفارش مىكنم و از (گناه كردن) در ايّامش برحذر مىدارم... در مدّت عمر به سلامت و تندرستى جسم پيشى گيريد... و از كسانى مباشيد كه بر گناه بندگان بيم دارند و خود از عقوبت گناه خويش آسودهخاطراند!
4- اقسام جهاد
«أَلْجِهادُ عَلى أَرْبَعَةِ أَوْجُه: فَجِهادانِ فَرْضٌ وَ جِهادُ سُنَّةٌ لا يُقامُ إِلاّ مَعَ فَرْض وَ جِهادٌ سُنَّةٌ، فَأَمّا أَحَدُ الْفَرْضَيْنِ فَجِهادُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عَنْ مَعاصِى اللّهِ وَ هُوَ مِنْ أَعْظَمِ الْجِهادِ، وَ مُجاهَدَةُ الَّذينَ مِنَ الكُفّارِ فَرْضٌ.
وَ أَمَّا الْجِهادُ الَّذى هُوَ سُنَّةٌ لا يُقامُ إِلاّ مَعَ فَرْض فَإِنَّ مُجاهَدَةَ الْعَدُوِّ فَرْضٌ عَلى جَميعِ الاُْمَّةِ لَوْ تَرَكُوا الْجِهادَ لاََتاهُمُ الْعَذابُ وَ هُوَ مِنْ عَذابِ الاُْمَّةِ وَ هُوَ سُنَّةٌ عَلَى الاِْمامِ، وَحَدُّهُ أَنْ يَأْتِىَ مَعَ الاُْمَّةِ فَيُجاهِدَهُمْ. وَ أَمَّا الْجِهادُ الَّذى هُوَ سُنَّةٌ فَكُلُّ سُنَّة أَقامَهُ الرَّجُلُ وَ جاهَدَ فى إِقامَتِها وَ بُلُوغِها وَ إِحْيائِها، فَالْعَمَلُ وَ السَّعْىُ فيها مِنْ أَفْضَلِ الاَْعْمالِ لاَِنـَّها إِحْياءُ سُنَّة وَ قَدْ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله عليه وآله وسلم): «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُها وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِها إِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَيْئًا.»
جهاد بر چهارگونه است: دوتاى آن فرض، و يكى سنّت كه جز با فرض برپاداشته نشود، و ديگر جهاد سنّت.
امّا آن دوتايى كه فرض است، يكى جهاد شخص با نفس خود در مقابل معصيتهاى الهى است، و آن بزرگترين جهاد است، و جهاد با كفّار كه هم مرز با شمايند فرض است.
و امّا جهادى كه سنّت است و جز با فرض برپا نشود، جهاد با دشمن است، و واجب است بر همه امّت، و اگر جهاد را ترك كنند عذاب بر آنان آيد و اين عذابى است كه از خود امّت است.
و چنين جهادى بر امام سنّت است و حدّ آن اين است كه امام با امّت به سراغ دشمن روند و با آنها جهاد كنند.
و امّا جهادى كه سنّت مطلق است عبارت از هر سنّتى است كه شخص آن را برپا مىدارد و در برپايى و اجرا و زنده كردن آن تلاش مىكند.
بنابراين، هر نوع كار و كوشش در اقامه آن از بهترين اعمال خواهد بود، زيرا كه آن زنده نمودنِ سنّت است و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)فرموده است: «هر كه سنّت و روش نيكويى را به وجود آوَرَد پاداشش براى او خواهد بود و نيز ثواب هر كه تا روز قيامت بدان عمل كند، بدون آن كه از ثواب آنها هم چيزى كاسته شود.»
5- تباهى دنيا
«إِنَّ هذِهِ الدُّنْيا قد تَغَيَّرَتْ وَ تَنَكَّرَتْ وَ أَدْبَرَ مَعْرُوفُها، فَلَمْ يَبْقَ مِنْها إِلاّ صُبابَةٌ كَصُبابَةِ الاِْناءِ وَ خَسيسُ عَيْش كَالْمَرْعَى الْوَبيل، أَلا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْباطِلَ لا يُتَناهى عَنْهُ، لِيَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فى لِقاءِاللّهِ مُحِقًّا، فَإِنّى لا أَرَى الْمَوْتَ إِلاّ سَعادَةً وَ لاَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إِلاّ بَرَمًا، إِنَّ النّاسَ عَبيدُ الدُّنيا وَ الدّينُ لَعْقٌ عَلى أَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مادَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَإِذا مُحِّصُوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانُونَ.»
امام حسين(عليه السلام) در هنگام سفر به كربلا فرمود:راستى اين دنيا ديگرگونه و ناشناس شده و معروفش پشت كرده، و از آن جز نمى كه بر كاسه نشيند و زندگىاى پست، همچون چراگاه تباه، چيزى باقى نمانده است. آيا نمىبينيد كه به حقّ عمل نمىشود و از باطل نهى نمىگردد؟ در چنين وضعى مؤمن به لقاى خدا سزاوار است. و من مرگ را جز سعادت، و زندگى با ظالمان را جز هلاكت نمىبينم. به راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين بر سر زبان آنهاست و مادام كه براى معيشت آنها باشد پيرامون آناند، و وقتى به بلا آزموده شوند دينداران اندكاند.
6- نعمت ناخوش انجام
«أَلاِْسْتِدْراجُ مِنَ اللّهِ سُبحانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ يُسْبِغَ عَلَيْهِ النِّعَمَ وَ يَسْلُبَهُ الشُّكْرَ.»
غافلگير كردن بنده از جانب خداوند به اين شكل است كه به او نعمت فراوان دهد و توفيق شكرگزارى را از او بگيرد.
7- عبادتِ تاجران، عابدان و آزادگان
«إِنَّ قَوْمًا عَبَدُو اللّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجّارِ وَ إِنَّ قَوْمًا عَبَدُوا اللّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبيدِ، وَ إِنَّ قَومًا عَبَدُوا اللّهَ شُكْرًا فَتِلْكَ عِبادَةُ الاَْحْرارِ وَ هِىَ أَفْضَلُ الْعِبادَةِ»:
گروهى خدا را از روى ميل و رغبت (به بهشت) عبادت مىكنند كه اين عبادت تاجران است، و گروهى خدا را از روى ترس (از دوزخ) مىپرستند و اين عبادت بندگان است و گروهى خدا را از روى شكر(و شايستگىِ پرستش) عبادت مىكنند و اين عبادت آزادگان است كه بهترين عبادت است.
8- پرهيز از ستمكارى
«إِيّاكَ وَ الظُّلْمَ مَنْ لا يَجِدُ عَلَيْكَ ناصِرًا إِلاَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ»
برحذر باشيد از ستم كردن به كسى كه ياورى جز خداوند عزّوجلّ ندارد.
9- روى آوردن به ديندار، جوانمرد و اصيل
«لا تَرْفَعْ حاجَتَكَ إِلاّ إِلى أَحَد ثَلاثَة: إِلى ذى دين، أَوْ مُرُوَّة، أَوْ حَسَب.»
جز به يكى از سه نفر حاجت مبر: به ديندار، يا صاحب مروّت، يا كسى كه اصالت خانوادگى داشته باشد.
10- نشانه هاى مقبول و نامقبول انسانها
«مِنْ دَلائِلِ عَلاماتِ الْقَبُولِ: أَلْجُلُوسُ إِلى أَهْلِ العُقُولِ. وَ مِنْ عَلاماتِ أَسْبابِ الْجَهْلِ أَلْمُماراةُ لِغَيْرِ أَهْلِ الْكُفْرِ. وَ مِنْ دَلائِلِ الْعالِمِ إِنْتِقادُهُ لِحَديثِهِ وَ عِلْمُهُ بِحَقائِقِ فُنُونِ النَّظَرِ.»:
از دلائل نشانه هاى قبول، همنشينى با خردمندان است.
و از نشانه هاى موجبات نادانى، مجادله با مسلمانان.
و از نشانه هاى دانا اين است كه سخن خود را نقّادى مىكند و به حقايق فنونِ نظر، داناست.
11- نشانه هاى مؤمن
«إِنَّ الْمُؤْمِنَ اتَّخَذَ اللّهَ عِصْمَتَهُ وَ قَوْلَهُ مِرْآتَهُ، فَمَرَّةً يَنْظُرُ فى نَعْتِ الْمُؤمنينَ وَ تارَةً يَنْظُرُ فى وَصْفِ المُتَجَبِّرينَ، فَهُو مِنْهُ فى لَطائِفَ وَ مِنْ نَفْسِهِ فى تَعارُف وَ مِنْ فِطْنَتِهِ فى يَقين وَ مِنْ قُدْسِهِ عَلى تَمْكين.»:
به راستى كه مؤمن خدا را نگهدار خود گرفته و گفتارش را آيينه خود، يك بار در وصف مؤمنان مىنگرد و بار ديگر در وصف زورگويان، او از اين جهت نكته سنج و دقيق است و اندازه و قدر خود را مىشناسد و از هوش خود به مقام يقين مىرسد و به پاكى خود استوار است.
12- بخل ورزى در سلام
«أَلْبَخيلُ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ.»:
بخيل كسى است كه به سلام كردن بخل ورزد.
13- نتيجه پيروى از گناهكار
«مَنْ حَاوَلَ امْرَأً بِمَعْصِيَةِ اللّهِ كانَ أَفْوَتَ لِما يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِما يَحْذَرُ.»:
كسى كه با نافرمانىِخدا گِرد كسى گردد، آنچه را اميد دارد از دست رفتنىتر است و از آنچه برحذر است زودتر دچارش گردد.
14- احترام به ذرّيّه زهرا(عليه السلام)
«وَ اللّهِ لا أَعْطِى الدَّنِيَّةَ مِنْ نَفْسى أَبَدًا وَ لَتَلْقِيَنَّ فاطِمَةُ أَباها شاكِيَةً ما لَقِيَتْ ذُرِّيَّتُها أُمَّتَهُ وَ لا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ أَحَدٌ أَذاها فى ذُرِّيَّتِها.»:
به خدا قسم من هرگز زير بار پستى و ذلّت نخواهم رفت و در روز قيامت، فاطمه زهرا پدرش را ملاقات خواهد كرد، در حالى كه از آزارى كه فرزندانش از امّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) ديده اند به پدر خويش شكايت خواهد برد و كسى كه ذرّيّه فاطمه را آزار دهد داخل بهشت نخواهد شد.
15- فلسفه قيام
«إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَ لا بَطَرًا وَ لا مُفْسِدًا وَ لا ظالِمًا وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى(صلى الله عليه وآله وسلم) أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْروفِ وَ أَنْهى عَنِ المُنْكَرِ وَ أَسيرَ بِسيرَةِ جَدّى وَ أَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالب.»:
من از روى خودخواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، بلكه قيام من براى اصلاح در امّت جدّم مىباشد، مىخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابيطالب عمل كنم.
16- ما اهل بيت شايسته حكومتيم
«إِنّا أَحَقُّ بِذلِكَ الْحَقِّ المُسْتَحَقِّ عَلَيْنا مِمَّنْ تَوَلاّهُ.»:
ما اهل بيت به حكومت و زمامدارى ـ نسبت به كسانى كه آن را تصرّف كردهاند ـ سزاوارتريم.
17- امام كيست؟
«فَلَعَمْرى مَا الاِْمامُ إِلاَّ الْعامِلُ بِالْكِتابِ والاْخِذُ بِالْقِسْطِ وَ الدّائِنُ بِالْحَقِّ وَ الْحابِسُ نَفْسَهُ عَلى ذاتِ اللّهِ.»:
به جان خودم سوگند، امام و پيشوا نيست، مگر كسى كه به قرآن عمل كند و راه قسط و عدل را در پيش گيرد و تابع حقّ باشد و خود را در راه رضاى خدا وقف سازد.
18- اهل بيت شايستگان حكومت
«أَيـُّهَا النّاسُ فَإِنَّكُمْ إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ وَ تَعْرِفُوا الْحَقَّ لاَِهْلِهِ يَكُنْ أَرْضى لِلّهِ وَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّد(صلى الله عليه وآله وسلم) أَوْلى بِوِلايَةِ هذَا الاَْمرِ مِنْ هؤُلاءِ المُدَّعينَ ما لَيْسَ لَهُمْ وَ السّائِرينَ بِالْجَوْرِ وَ العُدْوانِ.»
اى مردم! اگر شما از خدا بترسيد و حقّ را براى اهلش بشناسيد، اين كار بهتر موجب خشنودى خداوند خواهد بود و ما اهل بيت پيامبر، به ولايت و رهبرى، از اين مدّعيان نالايق و عاملان جور و تجاوز، شايستهتريم.
19- قيام در مقابل ظالم
«أَيُّهَا النّاسُ إِنَّ رَسُولَ اللّهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) قالَ: مَنْ رَأى سُلْطانًا جائِرًا مُسْتَحِلاًّ لِحُرَمِ اللّهِ ناكِثًا لِعَهْدِاللهِ مُخالِفًا لِسُنَّةِ رَسُولِ اللّهِ يَعْمَلُ فى عِبادِ اللّهِ بِالاِْثْمِ وَ الْعُدْوانِ فَلَمْ يُغَيِّرْ عَلَيْهِ بِفِعْل وَ لا قَوْل كانَ حَقًّا عَلَى اللّهِ أَنْ يُدْخِلَهُ مُدْخَلَهُ.»:
هان اى مردم! پيامبر خدا فرموده است: كسى كه زمامدارى ستمگر را ببيند كه حرام خدا را حلال مىسازد و عهدش را مىشكند و با سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)مخالفت مىورزد و در ميان بندگان خدا بر اساس گناه و تجاوز عمل مىكند، ولى در مقابل او با عمل يا گفتار، اظهار مخالفت ننمايد، بر خداوند است كه او را با همان ظالم در جهنّم اندازد.
20- خشنودى خالق، ملاك رستگارى
«لا أَفْلَحَ قَوْمٌ إِشْتَرَوْا مَرْضاتِ الَْمخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخالِقِ.»:
رستگار مباد مردمى كه خشنودى مخلوق را در مقابل غضب خالق خريدند.
21- بهترين ياران
«إِنّى لا أَعْلَمُ أَصْحابًا أَوْلى وَ لا خَيْرًا مِنْ أَصْحابى وَ لا أَهْلَ بَيْت أَبَرُّ وَ لا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَيْتى فَجزاكُمُ اللّهُ جميعًا خَيْرًا.»:
در شب عاشورا فرمود: من اصحاب و يارانى را بهتر از ياران خود نديدهام و اهل بيت و خاندانى بهتر و باوفاتر از اهل بيت خود سراغ ندارم، خداوند به همه شما جزاى خير دهاد.
22- آزمودگان استوار امام(عليه السلام)
«وَ اللّهِ لَقَدْ بَلَوْتُهُمْ فَما وَجَدْتُ فيهِمْ إِلاّ الاَْقْعَسَ يَسْتَأْنِسُونَ بِالْمَنِيَّةِ دُونى اِسْتيناسَ الطِّفْلِ إِلى مَحالِبِ أُمِّه.»:
درباره اصحاب خود فرمود:به خدا قسم آنان را آزمودم، دلاور و استوارشان ديدم، به كشته شدن در ركاب من چنان مشتاقاند كه طفل شيرخوار به پستان مادرش!
23- بهترين سخن تسلّى بخش
«إِنَّ أَهْلَ الاَْرْضِ يَمُوتُونَ وَ أَهْلَ السَّماءِ لا يَبْقُونَ وَ أَنَّ كُلَّ شَىْء هالِكٌ إِلاّ وَجْهَ اللّهِ الَّذى خَلَقَ الاَْرضَ بِقُدْرَتِهِ وَ يَبْعَثُ الْخَلْقَ فَيَعُودُونَ وَ هُوَ فَرْدٌ وَحْدَهُ.»:
در مقام تسلّى به خواهر بزرگوارش فرمود:اهل زمين مىميرند و اهل آسمان باقى نمىمانند و همه چيز رو به فناست، جز ذات پروردگارى كه زمين را به قدرتش آفريده، و خلق را برانگيزاند و همه به سوى او باز مىگردند، و او تنهاى يگانه است.
24- شكيبايى، پل پيروزى
«صَبْرًا يا بَنِى الْكِرامِ فَمَا الْمُوْتُ إِلاّ قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرّاءِ إِلَى الْجِنانِ الْواسِعَةِ وَ النِّعَمِ الدّائِمَةِ.»
به اصحاب رزمنده خود در روز عاشورا فرمود:اى بزرگ زادگان! صبر و شكيبايى ورزيد كه مرگ چيزى جز يك پُل نيست كه شما را از سختى و رنج عبور داده به بهشت پهناور و نعمتهاى هميشگى آن مىرساند.
25- فرجام دنيا
«عِبادَ اللّهِ إِتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا مِنَ الدُّنْيا عَلى حَذَر فَإِنَّ الدُّنْيا لَوْ بَقِيَتْ عَلى أَحَد أَوْ بَقِىَ عَلَيْها لَكانَتِ الأَنْبِياءُ أَحَقَّ بِالْبَقاءِ وَ أَوْلى بِالرِّضا وَ أَرْضى بِالْقَضاءِ غَيْرَ أَنَّ اللّهَ خَلَقَ الدُّنْيا لِلْفَناءِ فَجَديُدها بال وَ نَعيمُها مُضْمَحِلٌّ وَ سُرُورُها مُكَفْهِرٌ وَ الْمَنْزِلُ تَلْعَةٌ وَ الدّارُ قَلْعَةٌ. فَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزّادِّ التَّقْوى وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.»:
بندگان خدا! از خدا بترسيد و از دنيا برحذر باشيد كه اگر بنا بود همه دنيا به يك نفر داده شود و يا يك فرد براى هميشه در دنيا بماند، پيامبران براى بقا سزاوارتر بودند و جلب خشنودى آنان بهتر و چنين حكمى خوش آيندتر بود، ولى هرگز! زيرا خداوند دنيا را براى فانى شدن خلق نموده كه تازه هايش كهنه و نعمت هايش زايل خواهد شد و سرور و شادىاش به غم و اندوه مبدّل خواهد گرديد، منزلى پست و خانه اى موقّت است، پس براى آخرت خود توشه اى برگيريد.
و بهترين توشه آخرت تقواست، از خدا بترسيد، باشد كه رستگار شويد.
26- مقاومت مردانه
«لا وَاللّهِ لاأَعْطيهِمْ بِيَدى إِعْطاءَالذَّليلِ وَ لا أَفِرُّ مِنْهُمْ فِرارَ الْعَبيدِ.»
نه به خدا سوگند، نه دست ذلّت در دست آنان مىگذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ در برابرشان فرار مىكنم.
27- آثار غذاى حرام
«وَيْلَكُمْ ما عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْصِتُوا إِلَىَّ فَتَسْمَعُوا قَوْلى وَ إِنَّما أَدْعُوكُمْ إِلى سَبيلِ الرَّشادِ فَمَنْ أَطاعَنى كانَ مِنَ المُرْشَدينَ وَ مَنْ عَصانى كانَ مِنَ المُهْلَكينَ وَ كُلُّكُمْ عاص لاَِمْرى غَيْرُ مُسْتَمِع لِقَوْلى قَدِ انْخَزَلَتْ عَطِيّاتُكُمْ مِنَ الْحَرامِ وَ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرامِ فَطَبَعَ اللّهُ عَلى قُلُوبِكُمْ.»
در روز عاشورا خطاب به سپاه ظلم فرمود :واى بر شما چرا ساكت نمىشويد، تا گفتارم را بشنويد؟ همانا من شما را به راه هدايت و رستگارى فرامىخوانم، هر كس از من پيروى كند سعادتمند است و هر كس نافرمانىام كند از هلاك شدگان است، شما همگى نافرمانىام مىكنيد و به سخنم گوش نمىدهيد، آرى در اثر هداياى حرامى كه به شما رسيده و در اثر غذاهاى حرامى كه شكم هايتان از آنها انباشته شده، خداوند اين چنين بر دلهاى شما مُهر زده است!
28- هيهات كه زير بار ذلّت روم!
«أَلا إِنَّ الدَّعِىَّ بْنَ الدَّعِىَّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ يَأْبَى اللّهُ لَنا ذلِكَ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ وَ حُجُورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنـُوفٌ حَمِيَّةٌ وَ نُفُوسٌ آبِيَـةٌ مِنْ أَنْ نُؤْثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ عَلى مَصارِعِ الْكِرامِ.»:
آگاه باشيد كه فرومايه، فرزند فرومايه، مرا در بين دو راهىِ شمشير و ذلّت قرار داده است و هيهات كه ما زير بار ذلّت برويم، زيرا خدا و پيامبرش و مؤمنان از اين كه ما ذلّت را بپذيريم دريغ دارند، دامنهاى پاك مادران و مغزهاى با غيرت و نفوس با شرافت پدران، روا نمىدارند كه اطاعت افراد لئيم و پست را بر قتلگاه كريمان و نيك منشان مقدّم بداريم.
29- خشم الهى بر يهود، مجوس و دشمن اهل بيت(عليه السلام)
«إِشْتَدَّ غَضَبُ اللّهِ عَلَى الْيَهُودِ إِذْ جَعَلُوا لَهُ وَلَدًا وَ اشْتَدَّ غَضَبُهُ عَلَى النَّصارى إِذْ جَعَلُوهُ ثالِثَ ثَلاثَة وَ اشْتَدَّ غَضَبُهُ عَلَى الَْمجُوسِ إِذْ عَبَدُوا الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دُونَهُ وَ اشْتَدَّ غَضَبُهُ عَلى قَوْم إِتَّفَقَتْ كَلِمَتُهُمْ عَلَى قَتْلِ ابْنِ بِنْتِ نَبِيِّهِمْ.»:
خشم خداوند بر يهود آن گاه شدّت گرفت كه براى او فرزندى قرار دادند، و خشمش بر نصارى وقتى شدّت يافت كه براى او قائل به خدايان سه گانه شدند، و غضبش بر مجوس آن گاه سخت شد كه به جاى او آفتاب و ماه را پرستيدند، و خشمش بر قوم ديگرى آن گاه شدّت يافت كه بر كشتن پسرِ دخترِ پيامبرشان هماهنگ گرديدند.
30- اگر دين نداريد، لااقل آزاد باشيد
«يا شيعَةَ آلِ أَبى سُفْيانَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دينٌ وَ كُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ فَكُونُوا أَحْرارًا فى دُنْياكُم وَ ارْجِعُوا إِلى أَحْسابِكُمْ إِنْ كُنْتُم عَرَبًا كَما تَزْعَمُونَ.»:
اى پيروان خاندان ابوسفيان! اگر دين نداريد و از روز قيامت نمىترسيد لااقلّ در زندگى دنياتان آزادمرد باشيد، و اگر خود را عرب مىپنداريد به نياكان خود بينديشيد.
31- پيشى گيرنده در آشتى
«أَيُّما إِثْنَيْنِ جَرى بَيْنَهُما كَلامٌ فَطَلَبَ أَحُدُهُما رِضَا الاْخَرِ كانَ سابِقُهُ إِلَى الْجَنَّةِ.»:
هر يك از دو نفرى كه ميان آنها نزاعى واقع شود و يكى از آن دو رضايت ديگرى را بجويد، سبقت گيرنده، اهل بهشت خواهد بود.
32- ثواب سلام
«لِلسَّلامِ سَبْعُونَ حَسَنَةً تِسْعٌ وَ سِتُّونَ لِلْمُبْتَدِءِ وَ واحِدَةٌ لِلرّادِّ »:
سلام كردن هفتاد حسنه دارد، شصت و نُه حسنه از آنِ سلامكننده و يكى از آنِ جواب دهنده است.
33- رضاى خدا، نه هواى مردم
«مَنْ طَلَبَ رِضَا اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ اللّهُ أُمُورَ النّاسِ، وَ مَنْ طَلَبَ رِضَا النّاسِ بِسَخَطِاللّهِ وَكَلَهُ اللّهُ إِلَى النّاسِ.»:
هر كس رضاى خدا را به غضب مردم بجويد، خدا او را از كارهاى مردم كفايت مىكند، و هر كس خشنودى مردم را به غضب خدا بجويد، خدا او را به مردم واگذارد.
34- ويژگيهاى حضرت مهدى(عليه السلام)
«تَعْرِفُونَ الْمَهْدِىَّ بِالسَّكينَةِ وَ الْوَقارِ وَ بِمَعْرِفَةِ الْحَلالِ وَ بِحاجَةِ النّاسِ إِلَيْهِ وَ لا يَحْتاجُ إِلى أَحَد.»:
درباره حضرت مهدى(عليه السلام) فرموده:شما مردم، آن حضرت را به داشتن آرامش و متانت و به شناخت حلال و حرام و به رو آوردن مردم به او و بىنيازى او از مردم مىشناسيد.
35- رؤياى دنيا
«وَ اعْلَمُوا أَنَّ الدُّنْيا حُلْوُها وَ مُرُّها حُلْمٌ وَ الاِْنْتِباهُ فِى الاْخِرَةِ.»
بدانيد كه دنيا شيرينى و تلخىاش رؤيايى بيش نيست، و آگاهى و بيدارى واقعى در آخرت است.
36- پرهيز از كلام پست و سبك
«لا تَقُولُوا بِأَلـْسِنَتِكُمْ ما يَنْقُصُ عَنْ قَدْرِكُمْ.»:
چيزى به زبانتان نياوريد كه از ارزش شما بكاهد.
37- جاودانگى در مرگ با عزّت
«لَيْسَ الْمَوْتُ فى سَبيلِ الْعِزِّ إِلاّ حَياةً خالِدَةً وَ لَيْسَتِ الْحَياةُ مَعَ الذُّلِّ إِلاَّ الْمَوْتُ الَّذى لا حَياةَ مَعَهُ.»:
مرگ در راه عزّت جز زندگى جاويد، و زندگى با ذلّت جز مرگ بىحيات نيست.
38- حرمت حيله و نيرنگ
«وَ الْخَدْعُ عِنْدَنا أَهْلَ الْبَيْتِ مُحَرَّمٌ.»:
حيله و نيرنگ نزد ما اهل بيت حرام است.
39- مرگ، پديده گريبانگير
«خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقِلادَةِ عَلى جيدِ الفَتاةِ وَ ما أَوْلَهَنى إِلى أَسْلافى إِشْتِياقَ يَعْقُوبَ إِلى يُوسُفَ.»:
قبل از حركت از مكّه به سوى عراق در ميان جمعى از بنىهاشم فرمود:مرگ گردنگير فرزندان آدم است; همچون گردنبند بر گردن دختر جوان، و من مشتاق ديدن گذشتگانم هستم، مانند اشتياقى كه يعقوب به ديدن يوسف داشت.
40- انديشه پايان كار
«فَإِنْ تَكُنِ الدُّنْيا تُعَدُّ نَفيسَةًفَدارُ ثَوابِ اللّهِ أَعْلى وَ أَنْبَلُوَ إِنْ تَكُنِ الأَمْوالُ لِلتَّرْكِ جَمْعَهافَما بالُ مَتْرُوك بِهِ الْمَرْءُ يَبْخَلُوَ إِنْ تَكُنِ الاَْرْزاقُ قِسْمًا مُقَسَّمًافَقِلَّةُ حِرْصِ الْمَرْءِ فِى الْكَسْبِ أَجْمَلُوَ إِنْ تَكُنِ الاَْبْدانُ لِلْمَوْتِ أُنـْشِأَتْفَقَتْلُ امْرِء بِالسَّيْفِ فِى اللّهِ أَفْضَلُعَلَيْكُمْ سَلامُ اللّهِ يا آلَ أَحْمَدَفَإِنّى أَرانى عَنكُمْ سَوْفَ أَرْحَلُدر »:
حضرت در مسير حركت به جانب كوفه فرموده است:زندگى دنيا گرچه نفيس و پربهاست،ولى پاداش خدا در جهان ديگر بالاتر و پربهاتر است.
و اگر سرانجامِ جمع آورى مال و ثروت، ترك نمودن آن است،پس نبايد مرد براى آن بخل ورزد.
و اگر روزى هاى بندگان، تقسيم و مقدَّر شده است،پس كمىِ حرصِ مرد در كسب، زيباتر. و اگر بدن ها براى مرگ آفريده شده است،پس كشته شدن مرد در راه خدا چه بهتر. درود بر شما اى خاندان پيامبر،كه من به زودى از ميان شما كوچ خواهم كرد.




