روز معلم رسيد. حرف‌هاي زيادي مانده. اما بايد بدانيم روز معلم براي دست زدن‌ها، جيغ کشيدن‌ها، سر و صداها و خنده‌ها نيست... روز معلم براي اين نيست که بگوييم به ظاهر قدر معلم‌هايمان را مي‌دانيم، چون هرگز نمي‌توانيم. معلم يعني: محبت، عشق، لبخند و مهرباني...

معلم يعني پاکي، يعني صداقت... يعني دلسوزي و فداکاري و معلم يعني هر آنچه که خوب است... اما مي‌دانم که هرگز نمي‌توانم محبت‌ها و مهرباني‌هايش را قدر بدانم...

هرگز معلم را به شمع تشبيه نکنيد، چون شمع را مي‌سازند تا بسوزد و معلم مي‌سوزد براي ساختن...

معلم عزيزم... مي‌خواهم بدانيد به خاطر شماست هر موفقيتي که دارم و به خاطر شماست شادي‌هايم...

هميشه به دنبال بهترين جمله دنيا بودم تا آن را به شما تقديم کنم. اما چيزي نيافتم و بعد فهميدم جمله‌اي بگويم که از صميم قلبم باشد... اين جمله شايد واقعا تکراري شده باشد، اما براي من معناهاي زيادي دارد... فقط مي‌توانم بگويم: خيلي دوستتان دارم...

مي‌توان در سايه آموختن * گنج عشق جاودان اندوختن... اول از استاد، ياد آموختيم * پس، سوداي سواد آموختيم... از پدر گر قالب تن يافتيم * از معلم جان روشن يافتيم... يک پدر بخشنده آب و گل است * يک پدر روشنگر جان و دل است... ليک اگر پرسي کدامين برترين * آنکه دين آموزد و علم يقين (شهريار)

و شما بهترين لحظات زندگي را براي من ايجاد کرديد... اگر اينجا بوديد، اولين کاري که مي‌کردم اين بود که دستتان را مي‌بوسيدم و به خاطرهمه محبت‌هايتان تشکر مي‌کردم...

دستان مهربانتان وجود مرا گرم مي‌کند. صداي گرمتان به من آرامش مي‌بخشد و وجود سرشار از عشق و پاکي شما براي من يک پشتيبان هست...

مي‌بوسم آن دستان گرم و مهربانت را...



http://poorangzahra.persianblog.ir